قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
491
تاريخ نگارستان ( فارسى )
همراه ما باشى عرض مىكند غلام را مرخص كنيد شما نيز بيهوده به سفر ميرويد با مقدمهء دار كشيدن سربازان كجا ميرويد دول جهان بشما چه نظرى خواهند داشت وقتى كه خشمگين مىشويد تحمل نمىكنيد و حرف نمىشنويد بسعايت فردى مغرض نه نفر را بىگناه دار مى - كشيد و ميگريد بقسمى كه براى شاه نيز رقت دست ميدهد ميگويد امرى اتفاق افتاده اكنون چه بايد كرد ؟ ميگويد دستكم بازماندگان آنان را بخواهيد و استمالت كنيد روز ديگر همه را ميخواهد و موظف مىكند . دستخط اختيارات : بموجب اين دستخط كه خود ( يعنى شاه ) مى - نويسم اختيار ميدهيم بوزراى منتخبين حاليه دولت كه در مجلس دربار حكم بجلوس فرمودهايم كه آنچه را كه آنها صلاح دانسته بعرض برسانند رد نخواهيم كرد و نفاذ امر و قدرت سلطنت را به اين مجلس اعطا مىفرماييم . 1298 هجرى . نتيجه سفر دوم شاه يكى ساختن راه آذربايجان بود كه تا قزوين بسعى امين السلطان ساخته شد . ديگر دستهء قزاق برياست مقتويچ صاحب روس و عيار جديد سكه كردند معروف بامين السلطانى و آوردن مشاقان اتريشى برياست كلنل شيوتوسكى براى تربيت هفت فوج عراقى و ششصد توپچى و تربيت نظميه بدست كنت و بناى موزه در باغ گلستان و موقوف شدن لقب جنابى جز براى وزرا . شاه بعد از سفر دوم بروس بسيار نزديك شد و تأسيس قزاقخانه كرد . از كارهاى حسين خان سپهسالار مهر نماز و تعزيهدارى به زمان او در استانبول شايع شد و در سفر عراق بسعى او بالاى گلدستهها شهادة ثلاثه گفتن آغاز گرديد شد . بسال 1297 شيخ عبد اللّه نقشبندى بتحريك عثمانى باروميه و ساوجبلاغ تجاوز كرد تجاوزى بىاندازه حسين خان سپهسالار اصلاح كرد . بسال 1298 سپهسالار والى خراسان شد در سن پنجاه و هفت سالگى شب 21 ذيحجه سال مذكور در آنجا درگذشت از آثار وى مدرسهء سپهسالار جديد در تهران است . امير كبير در اصلاحات تند ميرفت اعدامش كردند آقا خان كند ميرفت دوامى كرد سپهسالار ميانهروى كرد نتيجهاى نگرفت . شاه از وليعهد خود مظفر الدين ميرزا مكدر بود او را به تهران خواست رجال از خوف شاه با او مراوده نمىكردند . شعر : دوست نزديكتر از من به من است * وين عجبتر كه من از وى دورم چكنم با كه توان گفت كه دوست * در كنار من و من مهجورم [ 789 - مرك اعتضاد السلطنه . ] 789 من المنامات شب عاشوراى 1299 اعتضاد السلطنه درگذشت ، شاهزادهاى كه خداوند محاسن اخلاق و مكارم اوصاف بود در فضل و دانش بروزگار خود تك . روز عاشورا به حضرت عبد العظيم بردند نزديك آب متكا دستهء سينهزنى كه از امامزاده به شهر مىآمد جنازه را گرفته برگشت در ضمن تعزيهدارى بود تابوت را برده